__000000___00000
_0000000000000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0

از واژه های بی رمق مرد جان گرفت
خودکار بیک بی هنر گوشه ی اتاق
.
.
.
و شاعرانگی من از این به بعد بود..


__000000___00000
_0000000000000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0

مجموعه شعر «سعید ظهیری»
   

Tue 16 Oct 2012 ساعت 10 PM | نوشته ‌شده به دست سعید ظهیری | ( )
دلم برای دوباره دوست داشتنت تنگ شده..


حس میکنم در گوشه هایی از خیالت

سردرگمی های دلم را دوست داری

مشتاق آتشهای گرم عشق... اما

خون سردی بی حاصلم را دوست داری


این روزها با بغض های خیس انگار

با آدمی که در کنارم نیست قهرم

با آدمی که تا ابد شاید...

هرگز نمی فهمم خدایا کیست؟ قهرم


دیوانگی محض را ای کاش

باور کنید از باور پوچم

من بی خیالم_بی خیال اما

آشفته ای جا مانده از کوچم


دنیا نمی خواهد بفهمد بودنم را

دنیا نمی خواهد که درگیر تو باشم

انگار این ها اتفاق بیخودی نیست

انگار می خواهم که تقدیر تو باشم


حس میکنم در گوشه هایی از خیالم

سردرگمی های دلت را دوست دارم

مشتاق آتشهای گرم عشق... اما

خون سردی بی حاصلت را دوست دارم..


خودمم نمیدونم چرا این شعر رو با تموم مشکلای وزنی که داره بازم نمیتونم از رو وبم برش دارم/حوصله تغییر دادنشم ندارم_ اصلا دلم میخواد این بد وزنی ها باشه....