__000000___00000
_0000000000000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0

از واژه های بی رمق مرد جان گرفت
خودکار بیک بی هنر گوشه ی اتاق
.
.
.
و شاعرانگی من از این به بعد بود..


__000000___00000
_0000000000000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0

مجموعه شعر «سعید ظهیری»
   

دلم باز از این زخم ِ کاری گذشت...
Fri 30 Aug 2013 ساعت 2 AM | نوشته ‌شده به دست سعید ظهیری | ( )

شب از ساعت بی قراری گذشت


دقیقا از آن لحظه... آری گذشت!



از آن لحظه هایی که روی لبت


ترک های تلخ ِ نداری گذشت...



دل وصله دار تو را کهنه دید


ندید عاشق و  کهنه کاری... گذشت!



به ابر نگاه تو طوفان نشست


و باران ِ تند بهاری گذشت!!



دلت در شب ِ نیمه جانش شکست


دلم باز از این زخم ِ کاری گذشت...